دیروز بعد از مدتها از خونه زدم بیرون ...
از اونجایی که خوشبختانه و یا متاسفانه خوونه ما پشت اصلی ترین پاتوق شهره باید همیشه از میون یه عالمه آدم بگذری که همه از روی بیکاری فقط منتظر یه سوژه اند که فقط بهش نگاه کنند
یه مشت جوون علاف و بیکار که اکثرا برای تفریح حشیش یا گرس میکشن و خودشون نمیدونن( یا نمی خوان بدونن) که معتادند با یه کله پر از حماقت و هیچی! به نظر من پهن! که توی دنیاشون جز مدگرایی اونم در جهت جذب جنس مخالف هیچ چیز مهمتری براشون وجود نداره دقیقا عین گربه با دیدن هر زن گردنش 360 درجه میچرخه
و از اون ور هم دختره ( توجه کنید با این تورم) با موهایی به رنگ .... تمام تلاشش جذب کردن یکی از همون نگاههای واقعا ارزشمنده
تو عمرشون بجز کتاب های درسی شون اونم فقط واسه نمره گرفتن گمون نمیکنم چیزه دیگه ای خونده باشند و اکثرشون صدقه سر دانشگاه آزاد یا پیام نور خودشون رو تحصیلکرده هم میدونند
ازشون در مورد سیاست و اجتماع بپرسی بادی هم به غبغب میندازند و میگن البته ما که توی این جامعه آزادی نداریم و سر منشا همه چیزم همون نداشتن آزادیه.
و در مقابل هم یه عده کم جوونهای با درک و با شعور داریم که یا جاشون کنج زندونه یا گوشه خونشون دارن واسه ارتقا سطح سیاسی اقتصادی و فرهنگی کشورشون داند خون دل می خورند.
آدم واقعا داغون میشه وقتی فکر میکنه دارن همون ذره استعداد قلع و قمع میشن اون وقت حتی اسمشون یا بدتر از اون فکرشون هم به ذهن کسایی که بخاطرش جنگیدند نرسیده یا اگه هم برسه واسه هیچکدومشون اهمیت نداره.
اوضاع مملکت هر روز بدتر از دیروز میشه اونوقت نوادگان کوروش مهمترین دغدغشون وقت هر روزه آرایشگاهشونه...
کی فکر میکرد روزی مرد ایرانی به اوشین احتیاج پیدا میکنه که هر روز بره موهاشون رو سشوار کنه؟
یا یه ایرانی بخاطر جنس وخالف تمام کارش خاله زنکی دوستش بشه؟
آرزو میکنم امسال زودتر طرح مبارزه با بد حجابی شروع بشه ! حالم دیگه داره بهم میخوره
صد رحمت به آخوندها و بچه بسیجیها!
راست گفتن یه دشمن دانا به از صد دوست نادان.
این تجمع امروز نیز ادامه دارد و دانشجویان اعلام کردهاند تا محقق شدن تمام خواستههای خود و استعفای دسته جمعی کادر مدیریتی دانشگاه به تحصن خود ادامه خواهند داد و تا زمان عدم تحقق این خواستهها همچنان شب را در ساختمان مدیریت خواهند بود. بعضی از دانشجویان گفته اند نیروهای بسیج دانشجویی و جامعه اسلامی دیشب قصد بر هم زدن تجمع دانشجویان را داشتند که با واکنش ما مواجه شدند و عده ای از آنان تهدید کرده اند امروز به دانشجویان متحصن حمله خواهند کرد اما نیروهای بسیج ضمن تکذیب حرف دانشجویان متحصن دانشگاه شیراز می گویند دخالتی در این تجمع نخواهند کرد .. دانشجویان هماکنون خواستار آنند تا سایر دانشگاههای کشور نیز به آنان بپیوندد .
دانشجویان شعار میدادند : ما زن و مرد جنگیم، بجنگ تا بجنگیم
در ادامه اعتراضات دانشجویی در شیراز دانشجویان، دیروز سهشنبه دو دسته شدند، عدهای در ساختمان مدیریت ماندند و به تصرف آنجا ادامه دادند و عدهای دیگر به محوطهی پردیس ارم رفتند و با تعطیل کردن کلاسها نظم دانشگاه را مختل و خواهان استعفای فوری صادقی ریاست دانشگاه شدند. اعتصاب غذای سراسری نیز در میدان ورودی دانشگاه برگزار شد و دانشجویان سینیهای غذای خود را دست نخورده بر روی زمین گذاشتند. در ساعت ۱۴ دانشجویان با جمعیتی بالغ بر ۱۰۰۰ نفر به سمت ساختمان مدیریت رفتند و با سر دادن شعارهایی نظیر « ای ملت آزاده، حمایت، حمایت»، « فرمانده پادگان این آخرین پیام است، جنبش دانشجویی آمادهی قیام است»، «صادقی سپاهی، استعفا، استعفا»، «گر تیر و فتنه بارد، جنبش ادامه دارد» خواهان حمایت مردمی که از بیرون نظارهگر بودند، شدند. ماشینهای واقع در خیابان جمهوری نیز با ایجاد ترافیک، با بوقهای ممتد و دست تکان دادن به ابراز احساسات پرداختند. دانشجویان پس این وارد ساختمان مدیریت شدند و هنگامی که خاکرند نماینده صادقی اجازهی صحبت کردن میخواست، به وی این فرصت را ندادند و همه یکصدا با هم استعفای صادقی را خواستار شدند. در این هنگام دانشجویان اقدام به برگزاری تریبون آزاد کردند و صادقی را غل و زنجیری خواندند که باید گسسته شود تا مقدمات رهایی دانشجویان فراهم آید. وقتی نماینده صادقی در جوابِ درخواست استعفای دانشجویان سکوت کرد دانشجویان خشمگین به طبقهی هفتم مدیریت وارد شدند و برای اولین بار شروع به سر دادن شعارِ « مرگ بر صادقی» کردند. همچنین با رژه رفتن و پای کوفتن فریاد میزدند که « ما زن و مرد جنگیم، بجنگ تا بجنگیم». در این هنگام به علت تراکم جمعیت و ایجاد مشکلات تنفسی دانشجویان دوباره به طبقه همکف برگشتند و وقتی فرماندار شیراز در بین دانشجویان حاضر شد، به وی اجازهی صحبت کردند ندادند و گفتند ما تنها خواهان استعفای صادقی هستیم. گفتنی است عصر امروز جلسه شورای تامین استان در اقدامی بی سابقه در ساختمان مدیریت برگزار شد که از محتوای ان جلسه خبری در دست نیست. دانشجویان اعلام کردند که فردا، چهارشنبه از ساعت ۹ صبح به تجمع خود ادامه خواهند داد و متن نامهای را خواندند که با تعداد زیادی امضا از وزیر علوم درخواست شده بود تا با کناری صادقی موافقت کند. آنها تا فردا به وزیر علوم مهلت دادند و بیان کردند که تا برکناری صادقی همچنان به تجمع خود ادامه خواهند داد.
محمد مهدی احمدی، عضو انجمن اسلامی دانشگاه شیراز و علوم پزشکی، در مورد این اعتراض دانشجویی به خبرنگار ما گفت:«ازمدتی قبل، در راستای فشارهایی که دکتر صادقی، رییس دانشگاه شیراز، که وابسته به مراکز قدرت است و در حال حاضر، ریاست هیات نظارت بر انتخابات استان فارس را بر عهده دارد، ۱۰۸ نفر از نامزدهای شورای صنفی این دانشگاه را حذف کرد. اقدام دیگر او در زمینه خوابگاه ها بود که دستور داد گروهی از دانشجویان ورودی های پایین تر از خوابگاه ها اخراج شوند و بسیاری از خوابگاه های متاهلی تخلیه شوند.»
وی همچنین به برخورد ریاست دانشگاه با بسیاری از نشریات دانشجویی و فعالان دانشجویی، به خاطر تجمعات قبلی، اشاره کرد که «تمامی اینها جرقه ای برای آغاز اعتراضات دانشجویی بودند.»
در این میان، دانشجویان در تجمع و تحصن آرام سه روزه خود ضمن بیان اعتراض به مشکلات صنفی - رفاهی، پلاکاردهایی در دست داشتند که بر روی آنها نوشته شده بود: «اینجا پادگان یست» ، پرونده هسته ای را می بندند، پرونده دانشجویان را نمی بندند»، «اینجا آزادترین کشور دنیاست !!! ؟ » و «زنده باد آزادی»
نكته ي با اهميت در تحصن امروز حمايت اساتيد و كارمندان دانشگاه از متحصنين است . اساتيد و كامندان دانشگاه شيراز با صدور بيانيه و پخش آن در محيط دانشگاه از اين حركت دانشجويان به شدت حمايت كردند.خبرنامه امیر کبیر
Sikinhead, deadhead کله های تراشیده، کله های بی عقل و فکر
Everybody gone bad همه بد شدن!
Situation aggravation وضعیت، روز به روز سخت تر
Everybody allegation همه مدعی هستن
in the suite, on the news تو دادگاه، تو روز نامه ها
everybody dogfood همه اعتراض دارن
Bang bang shock dead بنگ بنگ، میکشن
Everybodys gone bad همه بد شدن
All I wann say is that
They dont really care about us!
اصل چیزی که میخوام بگم اینه که اونا هیچ توجهی به مانمیکنن
Beat me, hate me منو بزن، ازم متنفر باش
You can never break me
Will me, thrill me آوارم کنین، دلهره تو دلم بندازین
You can never kill me ولی هیچوقت نمیتونین منو بکشین
Chew me, sue me منو زیر دندوناتون خرد کنید، تحت تعقیب قرار بدین
Everybody do me همه دارن با من این کار رو می کنن
Kick me hike me به من لگد بزنین، منو له کنین
Dont you black or
white me! ولی سیاه یا سفیدم نکنید
Tell me what has
become of my life بگو سر زندگیم چه بلایی اومده؟!!!!
I have a wife and two
childre who love me من زن و دو تابچه دارم که عاشق منن
I am the victim of police
brutality, now ولی حالا قربانی وحشیگری پلیس شدم
Im tired of bein the
of hate, youre rapin دیگه از اینکه قربانی تنفرتون باشم خسته شدم
me of my pride شما دارین غرورم رو خورد میکنین
Oh for Gods sake
i look to heaven to ful-
fill its prophecy...
Set me free
به بهشت نگاه می کنم پیام الهی رو توش ببینم .رهام کنید
Black man black male آدمای سیاه، نامه های سیاه
Throw the brother
in jail انداختن برادر در زندان
Tell me what has become
of my rights بگو سر حقوق شهروندیم چی اومده؟!
Am I ivisible cause you
ignore me? نادیده گرفته شدن از طرف شما دلیل عدم وجودمه؟
Your proclamation
promised me free liberty
همه جا جار زده بودین که آزادی رو به همراه میارین
Im tired of bein the victim
of shame نمیخوام قربانی شرمندگی باشم که شما برام درست کردین
The government dont
wanna see, but if اما انگار دولت نمیخواد این چیزا رو ببینه
Skinhead, deadhead
Everybody gone bad
Situation, specultaion تبعیض، تفرقه
Everybody ilitigarion
Beat me, bash me کتکم بزنین، بکوبونین منو
You can never trash me
ولی هیچوقت نمیتونین مثل یه آشغال بامن برخورد کنین
Hit me, kick me بهم سیلی بزنین، لگد بزنین
You can never get me ولی هیچوقت دستتون به من نمیرسه
All I wann say is that
They dont really care
about us
پی نوشت:
مورد های ترجمه با رنگ زرد در ایران مصداق عملی ندارند
خیابانهای شلوغ...
هیاهوی بیخود...
انجام هزینه برای به نمایش گذاشتن حسی کاذب...
لبخندی سطحی بر چهره جوانان...
اساسا ، خوشبختی فرزند نامشروع حماقت است. همه کسانی که در جست و جوی خوشبخت بودن هستند بی خود تلاشی در بیرون از خویش نکنند اگر بتوانند " نفهمند"، می توانند " خوشبخت " باشند.
علی شریعتی
گر بدین سان زیست باید پست
من چه بی شرم ام اگر فانوس عمرم را به رسوائی نیاویزم
بر بلند کاج خشک کوچه ی بن بست
گر بدین سان زیست باید پاک
من چه ناپاکم اگر ننشانم از ایمان خود ، چون کوه
یادگاری جاودانه، بر تراز بی بقای خاک
احمد شاملو
* * * * * * * *
حمایت سراسری وبلاگ نویسان ایرانی از آزادی دانشجویان دربند
نیست تردید زمستان می گذرد
وز پی اش پیک بهار
با هزاران گل سرخ
بی گمان می آید...
بهار سبز و زیبای طبیعت در حالی در راه است که تعداد زیادی از همکلاسی ها و دوستانمان هنوز در بندند. آرش پاکزاد(دانشگاه مازندران)- سعید حبیبی(عضو کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر)- انوشه آزادبر(دانشگاه تهران)- ایلناز جمشیدی (ارتباطات٬ آزاد تهران مرکز)- مهدی گرایلو (ژئو فیزیک٬ تهران)- نادر احسنی( دانشگاه مازندران)- بهروز کریمی زاده(دانشگاه تهران)- نسیم سلطان بیگی (دانشکده ارتباطات٬ علامه) - علی سالم(کارشناسی ارشد پلیمر- پلی تکنیک)- محسن غمین (دانشگاه پلی تکنیک)- روزبه صف شکن(دانشگاه تهران)- یاسر(صدرا) پیر حیاتی(دانشگاه شاهد)- سعید آقام علی (دانشگاه یزد)- علی کلایی (دانشگاه آزاد واحد شهریار)- امیر مهرزاد ( دانش آموز)- هادی سالاری (دانشگاه رجایی)- فرشید فرهادی آهنگران(دانشگاه رجایی)- امیر آقایی (دانشگاه رجایی)- میلاد عمرانی(دانشگاه رجایی)-کیوان امیری الیاسی (کارشناسی ارشد صنایع دانشگاه صنعتی شریف)-٬ سروش هاشم پور(دانشجو اهواز )- فرشاد دوستی پور- سهراب کریمی - جواد علی زاده- محمدصالح ایومن - مهدی اللهیاری (کارشناسی ارشد٬ دانشگاه صنعتی شریف)-روزبهان امیری (علوم کامپیوتر٬ تهران)- بهرام شجاعی (مهندسی شیمی٬ دانشگاه آزاد واحد تهران جنوب) سعید آقاخانی - مجید اشرف نژاد- پیمان پیران ( به نقل از بعضی منابع دانشجویی)
ضمن همدردی با خانواده های این عزیزان به احترام فرزندان آزادی خواه و عدالت طلب ایران که تعدادی از آن ها وبلاگ نویس نیز هستند، ما جمعی از وبلاگ نویس ها تصمیم گرفته ایم که نام وبلاگهای خود را در این روز" ۱۰ بهمن ٬ روز حمایت وبلاگ نویس هاي ايراني از آزادی دانشجویان دربند"تغییر دهیم.
با دستهایمان زنجیری خواهیم ساخت ...تا زنجیر از دستهایشان برداریم
برای اعلام حمایت به این بلاگ مراجعه کنید.
10 عاشورا سالروز شهادت مردی که بهای آزادی و آزادگی را با خون عزیزان خود داد بر تمامی آزاد اندیشان و رهروان راه
آزادی تسلیت عرض میکنم.
مردی که قربانی دینداری جاهلی شد و تهمت زندیقی و بی دینی بر او رفت اما با ظلم بیعت نکرد تا امروزیان معنای آزادی را بهتر بدانند و بدانند بهای انسانیت را به آسانی نمیتوان پرداخت.
تا شتر هست، کار شتر سوارها رونق داره!
و فرقی هم نمی کنه که بقیه از اینکه همنوعشون خودش رو خم کرده تا یکی دیگه سوارش بشه منزجر بشن...
هر چند که ممکنه یه شخص سومی اونو خم کرده باشه تا نفر اصلی سوار شتره بشه...
یا بخاطر خم شدن و سواری دادن (شتر نمایی) پول بگیره ... یا شغلش شتر بودن باشه
یا شاید تظاهر به سواری دادن بکنه،
یا نهایتاٌ خودش ذاتاً شتر باشه.
من فکر میکنم این موارد هیچکدوم تفاوت چندانی باهم ندارند
اصل مسئله یک چیزه:
تا شتر واسه سوار شدن وجود داره همیشه ساربان و مراکز آموزش و تعلیم شتر سواری هم وجود داره
و اونا هم قرار نیست از سر دلسوزی از خیر سواری کردن بگذرند .
قاریان محترم هم توجه کنند، که خواندن یس(یاسین) درگوش شتر همان تاثیر خواندن، در گوش الاغ را دارد.
استادی میگفت: "توجه به زندگی و خاصیت حیوانات ، به خودآگاهی و متعاقبا شناخت جامعه تان کمک می کند."
* * * * *
چندی پیش از پشت پنجره صدای گنجشکهایی را میشنیدم که بخاطر پس مانده غذاهایی که مادرم برایشان ریخته بود با هم مجادله می کردند...
چه درظهر داغ تابستان وچه در زمهریر زمستان... پر از جنب و جوش و هیاهو برای هیچ! برای پس مانده های غذا! یک روزمرگی یکنواخت وپست...
گفتم بازهم باری به کلاغ ، حداقل زمستان سرد را می پسندد و هزار سال هم عمر میکند ترکیبی از همسازی با سرما و درختان بی برگ و زشت و عمر طولانی.
همه او را میشناسند و هیچ کس او را دوست ندارد....
و اما پرنده های قفسی که دل همگان را به درد می آورند..با احترام نگهداری میشوند ، با احترام می زیند و با افسوس می میرند.
مابقی هم پرندگان مهاجرند که نه تاب تحمل سرما را دارند و نه حوصله برخورد با گرما ، در جست و جوی زندگی بهتر در تکاپو و مهاجرتند...
حال در مقایسه با مردم میبینم؛
عدهای در شرایط بد محیطی بیرون میآیند، رشد میکنند و مدت ها می زیند، بدون اینکه برایشان" چگونه میزیند" اهمیتی داشته باشد.شناخته شده اند وهمه آنها را به دید بد مینگرند.
عده ای در گیرو دار زندگی لوکس و شیشه ای هستند که دور نمایی زیبا داشته، خوب میخورند، خوب می پوشند و تغییرات محیطی برایشان سخت و گاه غیر قابل تحمل است و بی آنکه متقبل رنجی گردند همه این امکانات به آنها میرسد.
پرندگان مهاجر قسم قابل تقدیر در این میان است که اکثرا میتوان قشر نخبه کشورهای جهان سوم یا به نوعی همه افرادی که برای داشتن زندگی بهتر تلاش میکنند را مثال زد...
ودر نهایت جمعیتی که زندگی گنجشکی را انتخاب میکنند. زندگی در بدترین شرایط و عادت به بدترین نوع زندگی و قناعت به هیچ! نه زیبایی نه دگرگونی نه تلاشی برای فردای بهتر!
ودر تکاپوی هیچ برای روزمرگی و دست به دعا برای پسمانده غذاهای دیگران
جمعیتی زیاد، که هرجا قابل دیدنند...
این مشخصات به گوش همه آشناست.....
البته اشتباه نشود زندگی گنجشکی در بر گیرنده تمامی خصوصیات ایرانی جماعت نیست ، چون این مردم یک خصوصیت دیگری هم دارند و آن هم اینکه هر گاه به سیری نسبی هم رسیدند به قول قدیمی ها حریصتر و متوقع تر و در یک کلام تصمیم ناگهانی گرفته و در یک لحظه کاری میکنند که تا یک عمر بایستی حسرت روزهای گذشته شان را بخورنند....
و هرگاه گرسنه و بی امکانات ماندند ، سکوت پیشه کردند.
نمونه این فعالیت ها در تاریخ معاصربیشمار است .
* * * * *
حال من نمی دانم چه سود از یادآوری دوران باشکوه باستان برای یک چنین انسانهایی وقتی که تاریخ دیروز و امروزشان به تباهی کشیده شده وآنها را نای حرکت نیست.و تنها عده ای قلیل خود را به این در و آندر میزنند و دست آخر یا به سکوت وانزوا می گرایند (یا گرایانده میشوند!) یا در خارج از مرزها به جست و جوی آرمانهای خود می پردازند.
خدا را هزاران مرتبه شکر، که هیچ وقت اخبار نمیبینم.
من نمی دانم چرا آقایان بودجه و هزینه برای ساخت طنزهای بی مزه ای چون چارخونه و امثال آن میدهند؟؟!!!
زمان اخبار را طولانی تر کنید،نتایج مقبول تری خواهید گرفت.
هم مقرون به صرفه و هم مفید فایده طنز...( مخصوصا قسمت مصاحبه هاش رو زیاد کنید)....
البته مابعد آن مردم نمی دانند بخندند، برقصند، یا گریه کنند...
بیچاره ما ، بیچاره مردم...
فایده یلدا اینه که یادت بیاد چقدر تنهایی و
بعد،
به اندازه یلدا دلت بگیره .
یلدا واسه اینکه بدونی بعد از یه سیاهی بزرگ و سرد ،
همیشه یه طلوع پرنور و گرمه
و
آرزو کنی یلدا های بعد رو در بین اون آدمایی باشی که به قول مرحوم قیصر دونه ی دلهاشون مثل انار هویداست
و
هندونه های درونشون رو حتی اگه سفید هم باشه بخوری و شاد باشی.
آری یلدای امسال هم گذشت با هزاران آرزو برای یلدای بعد...
اما
کاش یلدای ایران هم می گذشت...